محمد يار بن عرب قطغان

36

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

محمد خان شيبانى از راه لطف به قدم احسان پيش آمده ، ايشان را به اصناف نوازش اختصاص بخشيده و چند الاغ كه اغروق را به آن احتياج بود از ايشان گرفته ، به قلعه ارقوق رسانيد . و مولانا شمس الدين محمد بيكچيك كه سابقهء اخلاص داشت نسبت با بندگان خاقان اعظم ، با اكابر و اعيان استقبال نموده ، به قلعهء ارقوق درآوردند و آنچه شرايط بندگى بود و مراسم ضيافت و خدمتكارى و مهماندارى بجاى مىباشد ، آوردند و عساكر خانى روز چند در آن قلعه بوده ، از رنج راه برآسودند . در اين وقت و اوان به عرض محمد خان شيبانى ( 23 الف ) رسيد كه امير حمزه [ كه ] از كبار امراى اوزكند بود با ساير امرا اتفاق كرده ، لشكر عظيم جمع ساخته ، به عزم تاخت ولايت ارقوق متوجه گرديد . و محمد خان شيبانى با صد نفر دلاور كه ملازم ركاب آن نامور بودند - متوكلا على الله - از قلعه بيرون آمده ، آتش قتال مشتعل ساخت و بىتوهم همچو شير كه به گلهء آهو دود ، به نفس نفيس خود تاخت و در حملهء اول جمعيت ايشان را مانند بنات النعش منتشر و پراكنده گردانيده و اكثر آن جماعت را به ضرب تيغ آبدار در زمين انداخت و امير حمزه از مشاهدهء اين كارزار سراسيمه‌وار از آن ورطهء خونخوار بيرون آمده ، عنان فرار به وادى هزيمت برتافت . قبل شدن شيبانى خان در قلعهء سغناق و [ محاصره كردن ] برندوق خان محمد خان شيبانى را بعد از اين واقعه محمد خان شيبانى خاطر خطير خود را بر استحكام قلاع گماشت . زيرا كه در آن فرصت مخالفان از اطراف و جوانب متوجه ولايت تركستان بودند ، بنابراين ولد خود محمد تيمور سلطان را با خويش آورد . اتاليق را با بيست نفر از مردم دلاور در قلعهء اوزكند 50 درآورده ، آن قلعه را محكم و مضبوط ساخته ، محمود سلطان برادر خود را با بهادرانى كه ملازم او بودند ، در قلعهء ارقوق مقرر فرمود و خود با شصت نفر مبارزان كه ملازمان ركاب همايون بودند ، متوجه سغناق گرديد و آن را مضبوط « 1 » گردانيد . و در اين اثنا خبر رسيد كه برندوق خان و از اولاد جانى بيگ خان قاسم سلطان و حمزه بيگ اتفاق نموده با

--> ( 1 ) . س : مظبود